السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

45

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

انواع مختلفى مانند انسان و بقر و غنم مىشود و ماشى و ضاحك كه شمول آن اعراض متعدد را از يك يا چند نوع دربرمىگيرد . قسم دوم از واحد عمومى واحد به معناى سعهء وجودى است مانند عموميت وجود منبسط كه به معناى سعه و گستردگى آن وجود مىباشد . لازم به ذكر است كه وجود منبسط كه اولين تجلى ذات اقدس الهى است تمام موجودات را اعم از مجرد و مادى شامل مىشود هرچه موجود مىگردد به بركت وجود منبسط مىباشد فلاسفه آيه « و ما امرنا إِلّا واحدة » را بر وجود منبسط منطبق مىكنند و مىگويند خداى واحد داراى تجلى واحد است . عرفا از وجود منبسط به نفس رحمانى و فيض مقدس و حقيقيت محمديه تعبير مىكنند . وجود منبسط عبارت از حقيقت وجود است مقيد به قيد اطلاق در مقابل ذات اقدس الهى كه از هر قيدى حتى از قيد اطلاق رهاست . و دليل بر انبساط اين وجود بر تمام موجودات امكانى ، اطلاق اين وجود است . زيرا اگر اين وجود به وجود جامع بسيط خود شامل تمام موجودات نمىشد فاقد مرتبه‌اى از مراتب وجود بود در اين صورت لازم بود كه او مقيد به عدم آن مرتبه مىگرديد و تقييد او با اطلاق او منافات داشت فيلزم الخلف . اقسام واحد غير حقيقى متن والواحد غير الحقيقيّ وهو ما اتّصف بالوحدة . . . بالاختلاف . كذا قرّروا . ترجمه واحد غير حقيقى عبارت است از چيزى كه به واسطهء غيرمتصف به وحدت مىشود . اين به سبب نوع اتحادى است كه واحد با آن واسطه دارد مانند زيد و عمرو كه در انسانيت با هم متحدند و مانند انسان و فرس كه در حيوانيت متحدند . اسامى واحد غيرحقيقى به سبب اختلافِ جهت وحدت